رابطه دختر و پسر ولی در چهارچوب!

حل مشکل ازدواج یک جوان به دست پیامبر (ص(

پدر به جوانی می‌گوید: من تصمیم گرفتم یکی از دخترانم را به نکاح شما درآورم. البته او پدری است که قبلاً تحقیق و پرس و جو کرده است. حضرت موسی بن عمران الآن چند مشکل دارد. همسر ندارد، مسکن ندارد، کار ندارد، همه اینها در یک جلسه حل شد.

معرفی پنج بانوی قرآنی در کتاب وحی

وقتی کتاب قرآن کریم را ورق می کنیم می بینیم که در آن به فراخور موضوعات مختلف، الگوهای مختلفی در آن ارائه شده است.با توجه به دهه کرامت به ارائه 5 الگوی برجسته از بانوان در کتاب قرآن کریم می پردازیم.

الگوی اول مریم (س)؛ یک سوره در کتاب آسمانی ما به نام اوست. الگوی پاکدامنی و پارسایی، در سوره مبارکه صف می‌خوانیم که خداوند برای مؤمنان دو زن را مثال زده است. اول همسر فرعون، بانویی که در شرایط سخت ایمان خودش را حفظ کرد. در محیط بدی زندگی می‌کرد ولی به ما یاد داد می‌شود در محیط‌های بد هم خوش زندگی کرد. «وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ‏ الَّتِي‏ أَحْصَنَتْ فَرْجَها» (تحریم/12) و مریم دختر عمران که پاکدامنی خود را حفظ کرد! پاکدامنی برای پسران و دختران، مردان و زنان در قرآن ستایش شده است. دامن پاک و پاکیزه هست که فرزندان صالح را تحویل می‌دهد. این الگوی پاکدامنی است.

دومین الگوگیری که از حضرت مریم می توان داشت، در زمینه عبادت است. وقتی به دنیا آمد پدرش از دنیا رفته بود. پدرش عمران و مادرش مدت زیادی بود آرزوی فرزنددار شدن داشتند، نوشتند: از کنار لانه پرنده‌ای گذر می‌کرد دید مادر جوجه‌ها دانه دهانشان می‌گذارد. آنجا دلش شکست و از خداوند فرزندانی طلب کرد. کمی گذشت دید علائم بارداری در او نمایان شده است. همانجا قصد کرد که این بچه را در مسیر خدمت دین قبل از اینکه بداند دختر است یا پسر، سراغ مسیر فکری او رفت.

بچه به دنیا آمد، نامگذاری کرد. «إِنِّي سَمَّيْتُها مَرْيَم‏» (آل‌عمران/36) مریم یعنی چه؟ یعنی دختر عبادت کننده. امام(ع) فرمود: اسم‌ها روز قیامت به کار ما می‌آیند. اسم نشانه جهان‌بینی ما، طرز تفکر ما، راه و رسم ما، تولی و تبری ما هست. روز قیامت با همین اسم‌ها ما را صدا می‌زنند.

وقتی پیامبر خدا به حال بانویی غبطه می‌خورد

مریم که به دنیا آمد پدر نداشت. مادرش هم فکر می‌کرد پسر است و با مشکل روبروست، خداوند کمک کرد یک پیغمبر، زکریای نبی را مسئول او قرار داد. قرآن تعریف می‌کند: هروقت زکریا از کنار محراب مریم می‌گذشت، می‌دید این دختر کم سن و سال غذا یا میوه بهشتی مقابلش هست. می‌پرسید: مریم این غذا از کجا آمده است؟ دختر کم و سن و سال از بس نورانیت پیدا کرده بود، می‌گفت: از جانب خدا! اینجا بود که دل زکریا شکست و دست به دعا برداشت. «هُنالِكَ‏ دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ» (آل‌عمران/38) دعایش این بود «قالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاء»

دختران ما از همان سنین نوجوانی می‌توانند الگو باشند. الگوی پارسایی، الگوی عبادت، الگوی بندگی، الگوی پاکدامنی، به حدی که یک پیغمبر به حال او غبطه بخورد. در انسان این شایستگی وجود دارد. این دختر به مقامی رسید که خداوند او را برگزید. فرشته‌ها از جانب خدا آمدند پیغام آوردند «يا مَرْيَمُ‏ إِنَ‏ اللَّهَ‏ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمِين‏» (آل‌عمران/42) خدا تو را برگزیده، خدا تو را پاکیزه قرار داده،

الگوی دوم، یک دختر انقلابی است.  ما پیامبری داریم که در قرآن 136 بار نامش آمده است. در 34 سوره قصه‌اش آمده است. نزدیک هشتصد آیه‌ی کتاب آسمانی ما در مورد این پیغمبر است که با طاغوت زمان مبارزه کرد، حکومت دینی تشکیل داد. دهها سال رهبری خدا پرستان را بر عهده داشت.

این پیغمبر به شکل معجزه آسایی به دنیا آمد، چون فرعون دستور داده بود در آن سال بخاطر خوابی که دیده بود پسر بچه‌ها را بکشند. مادر موسی که باردار بود، علائم بارداری در او پیدا نبود. بچه به دنیا آمد. از طرف خداوند الهام شد بچه را شیر بده، در صندوقچه‌ای بگذار و در رودخانه نیل بیانداز. یک مادر را حساب کنید.

مهر این بچه را در دل این زن و شوهر قرار دادیم

صندوقچه را در رودخانه انداخت ولی به دخترش گفت: تو پیگیری کن. «وَ قالَتْ لِأُخْتِهِ‏ قُصِّيهِ» (قصص/11) ببین این صندوقچه کجا می‌رود. دختر هم با کمال شهامت و شجاعت از چه راهی وارد کاخ شد، چون رودخانه نیل وارد کاخ فرعون می‌شد، فرعون هم با خانمش نشسته بودند، دیدند جریان آب صندوقچه‌ای را می‌آورد. این دختر از کجا توانست وارد آن کاخ شود، فرعون و خانمش آسیه اول ترسیدند، نکند این همان بچه‌ای است که می‌خواهد نظام مرا از بین ببرد.

خداوند می‌فرماید: مهر این بچه را در دل این زن و شوهر قرار دادیم. تصمیم گرفتند بچه خودشان باشد و چه بسا در آینده ولیعهد آنها باشد. شیر را چه کنند، بچه نیاز به غذا دارد. فراخوان دادند مادران شیرده در یک سالنی جمع شدند. قرآن می‌فرماید: به این بچه گفتیم: از شیر این مادرها نخور. خواهر موسی چگونه خودش را داخل سالن رسانده است؟

حتماً ایستگاه‌هایی بوده، بازرسی می‌کردند، چطور این دختر با زیرکی و با زرنگی، چه جوابی به مأمورها داده بدون اینکه رنگش زرد شود. خودش را ببازد، رفته خیلی طبیعی نشسته، دست بلند کرد. فرعون عصبانی است که چرا این بچه شیر این خانم‌ها را نمی‌خورد. گفت: من خانواده‌ای را سراغ دارم که می‌تواند این بچه را سرپرستی کند. گفتند: او را بیاور. رفت مادرش را آورد. نزدیک بود قصه لو برود ولی مادر و دختر حراست و حفاظت را رعایت کردند. بچه آمد بغل مادر شیر خورد و قرار گذاشتند.

این دومین دختری است که در قرآن خداوند از او نام برده است. به کار مهمی او یعنی حفظ کودکی رهبر انقلاب، یک پیامبری که بناست در آینده انقلاب کند و طاغوت را از میان بردارد. کودکی او دست این دختر است. با یک زیرکی توانست، با شهامت و شجاعت از واسطه‌ها گذر کند و پیشنهادی بدهد که مورد قبول واقع شود.

الگوی سوم، الگوی حیاء و خدمت؛ در سوره مبارکه قصص قصه‌ی این دو دختر آمده است. موسی بن عمران ماجرای شنیدنی دارد. در مصر درگیری پیش آمد، مجبور شد فرار کند. یک کسی از دوردست آمد و گفت: «إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ‏ بِكَ» (قصص/20) ای موسی! مأمورها دنبال تو هستند، فرار کن.

موسی بن عمران از مصر فرار کرد و یک هفته در بیابان‌ها بود، غذایی نداشت میل کند. از همان علف‌های بیابان میل می‌کرد. از مرز فاصله گرفت و به چشمه آبی رسید که جمعی از مردان به گوسفندانشان آب می‌دهند. دو دختر با فاصله یک گوشه ایستادند. موسی بن عمران یک جوان غیور بود. آمد از دخترها پرسید: چرا اینجا ایستاده‌اید؟ دخترها گفتند: ما نمی‌خواهیم با مردها مخلوط شویم. ما از گوسفندان مواظبت می‌کنیم، مردها که کارشان را انجام دادند، بعد گوسفندان را می‌بریم آب می‌دهیم. «تَذُودان‏» یعنی جلوگیری می‌کردند که گوسفندانشان با آنها قاطی نشوند، این تربیت یک پیغمبر است.

فرق ارتباطات دختر و پسر در جامعه امروز

موسی بن عمران سراغ مردها آمد، به آن ها گفت: کنار بروید، دخترها بیایند. دخترها آمدند و زودتر از هر روز به گوسفندان آب دادند و دیگر گفتگویی بین این پسر و دخترها ادامه پیدا نکرد. فرق ارتباطات دختر و پسر در جامعه امروز و این الگویی که قرآن معرفی می‌کند، اینجاست.

او یک جوان هجده ساله است، با آن دخترها ایستاده و حرف زده است. ایرادی دارد؟ نه! دخترها جواب دادند ایرادی دارد؟ نه. احساس کرد اینجا جایی است که باید به آنها کمک کند، تا اینجا ایرادی دارد؟ نه. از این به بعد چه؟ زیر سایه درختی نشست و دعا کرد: خدایا من به لطفی که تو در حق من بکنی محتاج هستم!

رابطه دختر و پسر ولی در چهارچوب!

دخترها زودتر به خانه پدر رفتند، پدر پیغمبر بود. دخترها را زیر نظر دارد. رفت و آمد آنها را زیر نظر دارد. از دخترها پرسید: چرا امروز زود آمدید؟ گفتند: یک جوانمردی آمد کمک کرد، کار ما زودتر از بقیه انجام شد. پدر به یکی از دخترها گفت: برو این جوان‌ها را بیاور. دوباره رابطه دختر و پسر ولی در چهارچوب!

قرآن فرم راه رفتن این دختر را ترسیم کرده است. «فَجاءَتْهُ إِحْداهُما» (قصص/25) یکی از آن دو دختر آمد، «تَمْشِي عَلَى اسْتِحْياءٍ» راه می‌رفت با حیاء. معلوم می‌شود دخترها دو جور می‌شود راه بروند. یکی راه رفتن با حیاء، یکی راه رفتن تحریک آمیز.

وارد خانه حضرت شعیب شدند. حضرت شعیب از این جوان پرسید: تو چه کسی هستی و از کجا آمدی؟ او هم قصه‌هایش را تعریف کرد. غذا میل کردند و یکی از دخترها گفت: پدرجان این جوان را استخدام کن. او هم قوی است و هم امین است. از کجا فهمید قوی است؟ از آنجا که ظرف آب بزرگ را یک نفری از چاه بیرون کشید. از کجا فهمید امین است؟ وقتی حیاء او را دید.

پدر به این جوان گفت: من تصمیم گرفتم: یکی از دخترانم را به نکاح شما درآورم. البته او پدری است که قبلاً تحقیق و پرس و جو کرده است. حضرت موسی بن عمران الآن چند مشکل دارد. همسر ندارد، مسکن ندارد، کار ندارد، همه اینها در یک جلسه حل شد. من می‌خواهم یکی از دو دخترم را به نکاح شما درآوردم. مهریه چه؟ «عَلى‏ أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمانِيَ حِجَج‏» (قصص/27) هشت سال برای من کار کن.

قبل از حضرت خدیجه، حضرت ساره ثروت خود را در اختیار پیامبر قرار داد

الگوی دیگر الگوی ایمان و ایثار است، ساره! ابراهیم خلیل الرحمان یک نفره کار یک امت را کرد. همه را دعوت به خداپرستی و یکتاپرستی کرد. افراد کمی اوایل ایمان آوردند. یکی از اولین کسانی که ایمان آورد، دختری به نام ساره بود. اول ایمان آورد، بعد همسر ابراهیم(ع) شد.

حضرت ساره بسیار پولدار بود. ثروتمند بود و سرمایه‌دار بود. این دختر بعد از ایمان، الگوی ایثار شد. به شوهرش ابراهیم گفت: همه دارایی من در خدمت تو! در راه تبلیغ دین خدا هزینه کن.  قبل از حضرت خدیجه، حضرت ساره یک چنین کاری کرده که ثروت خود را در اختیار پیامبر قرار داد.

روزگاری گذشت ساره فرزنددار نمی‌شد. بخاطر اینکه نسل پیامبر قطع نشود خودش برای حضرت ابراهیم یک بانویی به نام هاجر را انتخاب کرد و بعد خدا از هردو بانو به ابراهیم فرزند داد. به هاجر اسماعیل را و به ساره اسحاق را، قرآن ستایش می‌کند از این بانوان.

زیارت حضرت معصومه، پاداش زیارت حضرت زهرا(س) را دارد

الگوی پنجم فاطمه‌ زهرا(س) است. «بسم الله الرحمن الرحیم، إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ، فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ، إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ» (کوثر/1-3) ما اعتقاد داریم امام زمان(ع) امام همه زمان‌هاست و امام آخرالزمان است و همه مسائل جهان را می‌شناسد، امام زمان فرمود: الگو و اسوه‌ی من امام زمان، فاطمه زهراست! لذا ما باید آن بانوی بزرگ را بشناسیم. اخلاق و افکار و مواضعش، تربیت فرزندانش، حجاب و حیایش را بشناسیم.

کسی به امام صادق(ع) التماس کرد که قبر مادرتان حضرت زهرا را به ما نشان بدهید. امام صادق(ع) آدرس قم را داده است. فرمود: حکمتی هست که باید قبر مادرم پنهان بماند. اما قبری در آینده‌ از دودمان ما در قم خواهد بود، بانویی فاطمه نام که هرکس او را زیارت کند، پاداش زیارت مادرم فاطمه زهرا به او داده خواهد شد.

منبع:حجت الاسلام والمسلمين بهشتی؛ ویژه برنامه ولادت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها در سمت خدا